November 20، 2009

صد و نود و شیش

0 تا

... حصار، به منظور پایان دادن به تمام چرندیات دهقانان، در مورد این حقیقت که هزاران سال آن زمین ها در تملک عموم بوده است. اما بگو مگوها ادامه داشت. یک شب حصار دچار حریق شد. براردو توضیح داد: «چوب ها خیلی خشک بود و آفتاب اونارو سوزاند.»
من حرف او را این طور تصحیح کردم: «بیشتر ممکن است نور مهتاب این کار را کرده باشد، چون در شب سوخته.»

-فونتامارا، ايگناتسيو سيلونه، منوچهر آتشی-




195

1 تا
×

موهام سردشون می شه،


November 18، 2009

صد و نود و چار

1 تا
×

Parisienne Walkways


جهت قسمت کردن حس های خوب،
ایضَن توصیه می شود در روزهای بارانی همراه بُرده شود.



صد و نود و سه

0 تا
×

ماسک و دستبند سَبز،
که آویزان شده کنارِ آینه ی میز آرایش،
میانِ انبوهِ گردنبد های زنانه.


گودر

1 تا
×

این گودر اومده، احترام هیچچی ی و نیگر نداشته.

نه کامنت، نه هیدر، نه لینک...
هیچچی آقا. هیچچی.

به خدا دیگه هیچچی سر جاش نیس...



صد و نود و یک

1 تا
×

نوشته های تو اون چار تا دفتر سیمی یمو دوس ندارم.
اون یکی دفترم که فق در مورد طهرانه رو دوس دارم نوشته هاشو. هر چند نصفه رها شده.
دفتر آبی یمم نوشته های توش بد نیس. ولی خب کمه. و کللن دیر به دیر تو اون می نیویسم.

ولی نوشته خوبام این جاس. تو SentBox گوشی م.


صد و نود

0 تا
×

نکبتا امتحانَ رو می دن، می آن بیرون شورو می کنن در مورد رنگ ورقه شون حرف زدن.

-ورقه م سفید بود.
-ورقه مو قهوه یی دادم.
-ورقه م نصف سفید بود نصف قهوه یی.
- ورقه م قهوه یی بود با لککه های قرمز.
-...

اَی تو روح تو و ورقه ت.



November 15، 2009

صد و هششاد و نه

2 تا
×


همونقد که مززه موهام شده تمِ همه مززه ها و طعم هام،
-
هرچی می خورم با مززه موهام که می آن تو دهنم قاطی می شه،
انگار که مززه موهام بوده باشه و یه مززه یی یم ضمیمه ش شه،
تا اکسپکتورانتِ زهرماری یم باهام بیاد؛
-



نیگا می کنم می بینم اَ موقه یی که یادمه،
عذاب وجدان تمِ حسسام بوده.
-
هر حسسی بوده با عذاب وجدانِ توم قاطی شده،
انگار که عذاب وجدان بوده باشه و یه حس س آیی یم ضمیمه ش شده باشه،
حتتا تا عشقَ م باهام بیاد.
-


همونقددم نه تازه، بیش ترَک،